تحولات منطقه

۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۷
کد مطلب: ۱۱۴۵۹۲۳

شیخ صدوق از بزرگ‌ترین محدثان و متکلمان شیعه در قرن چهارم هجری است که معروف‌ترین اثرش «من لا یحضره الفقیه» از کتب اربعه شیعه به‌شمار می‌رود.

درباره شیخ صدوق و میراث فکری او/ رئیس اهل حدیث
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

او که از خاندانی ایرانی برخاست، به صدوق‌الطائفة و رئیس‌المحدثین مشهور شد و میراث ارزش‌مندی را در تفکر شیعی برجای گذاشت. هم‌زمان با پانزدهم اردیبهشت و روز بزرگ‌داشت شیخ صدوق، مروری داریم بر زندگی و آثار او.

ولادت به دعای امامت

محمد در دوره غیبت صغرا، یعنی سال‌های 306 تا 308 هجری قمری در قم به دنیا آمد و نقل است که ولادتش به دعای حضرت صاحب‌الزمان(عج) رقم خورده است. نسب دقیقش، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی بود و پدرش علی بن بابویه، گرچه فقیه و پیشوای قمی‌ها بود، ولی از دکه کوچکی در بازار قم زاهدانه امرار معاش می‌کرد و ساعاتی را نیز در منزل به تدریس و نقل روایات می‌پرداخت.

آن‌طور که شیخ طوسی روایت کرده، علی بن حسین بابویه با دخترعموی خودش ازدواج کرده بود، ولی این ازدواج ثمری نداشته است. علی در نامه‌ای به حسین بن روح نوبختی، نایب امام زمان(عج)، تقاضا می‌کند تا از محضر امام بخواهد برایش دعا کند و خداوند اولادی صالح و فقیه نصیبش فرماید. پس از گذشت مدتی از ناحیه مقدسه آن حضرت این‌گونه پاسخ رسید که به‌زودی از کنیزی دیلمیه صاحب دو پسر فقیه خواهی شد.

شیخ صدوق خود جریان ولادتش به دعای امام زمان (عج) را در ضمن حدیثی در کتاب‌ «کمال الدین و تمام النعمة» چنین نقل می‌کند: محمد بن علی اسود گوید علی بن حسین بابویه (پدر شیخ صدوق) بعد از مرگ محمد بن عثمان عمری از من خواهش کرد که از ابوالقاسم نوبختی بخواهم که از مولای ما صاحب الزمان (ع) بخواهد درباره او دعا کند که خدا پسری به او عطا کند، گوید از او خواهش کردم و آن را به امام رسانید و پس از سه روز خبر داد که برای علی بن الحسین دعا کرد و به‌زودی خدای عزوجل به او پسر با برکتی بدهد که سودمند باشد و بعد از او هم اولادی باشد.

شیخ صدوق پس از نقل این حدیث می‌افزاید: بسیاری از اوقات محمد بن علی اسود مرا می‌دید که به مجلس درس استادم ابن‌ولید می‌رفتم و به علم و فقه اشتیاق نشان می‌دادم، به من می‌گفت این رغبت در علم از تو عجب نیست؛ زیرا تو به‌دعای امام علیه‌السلام به‌دنیا آمدی.

مشتاق حدیث

محمد، کودکی و جوانی‌اش را در دامان علم و فضلیت پدر گذراند و در کنار آن از سایر علمای قم نیز آموخت. در 22سالگی از نعمت پدر محروم شد؛ ولی عظمت روحی و علمی پدر چنان بود که با شاگردی او در همین مدت به قله‌های کمال دست یافت و با این که جوان بود، آوازه فضل و دانشش شهرهای ایران و عراق را فراگرفت.

وقتی اهالی ری از او درخواست کردند به این شهر عزیمت کند، شیخ دعوتشان را پذیرفت؛ ولی بخشی از زندگی او که مشتاق شنیدن احادیث محدثان بود، به سفرهای متعدد گذشت. سفرهایی به نیشابور، طوس (مشهد)، بلخ، بخارا، مرو، سرخس، استرآباد، جرجان، اصفهان، بغداد و... که به گفته برخی منابع از حضور ۲۵0 تن از علما و محدثین بهره برده و افزون بر این از هفتاد عالم دیگر نیز حدیث نقل کرده است.

صدق صدوق

شیخ طوسی درباره‌اش می‌گوید: «دانشمندی جلیل‌القدر و حافظ احادیث بود. از احوال رجال، کاملا آگاه و در سلسله احادیث، نقادی عالی‌مقام به شمار می‌آمد. بین بزرگان قم، از نظر حفظ احادیث و کثرت معلومات، مانند نداشت و در حدود سیصد اثر از خود به یادگار گذاشته است».

نجاشی چنین می‌نویسد: «ابوجعفر (شیخ صدوق) ساکن ری، فقیه و چهره برجسته شیعه در خراسان است. او به بغداد نیز وارد شد و با این که در سن جوانی بود همه بزرگان شیعه از او استماع حدیث می‌کردند».

محققان بر این باورند که چون وی در نقل حدیث از ائمه علیهم‌السلام راه صدق و صواب خارج نشده و در فهم آن‌ها به خطا نرفته، صدوق نامیده شده است.

اعتماد به شیخ صدوق و روایاتش تا حدی است که بر خلاف همه راویان که اعتبار روایاتشان به سلسله سند ذکرشده در روایت است، روایات مرسله یا بدون سند صدوق هم معتبر شناخته می‌شود. به گفته علامه بحرانی: «جمعی از اصحاب ما، از جمله علامه حلی و شهید ثانی، روایات مرسله شیخ صدوق را صحیح می‌دانند و به آن‌ها عمل می‌کنند».

میراث صدوق

شیخ صدوق علاوه بر تربیت شاگردان بزرگی مثل شیخ مفید، برادرش حسین، حسین بن محمد قمی مؤلف تاریخ قم، پدر نجاشی، سیدمرتضی علم‌الهدی، ابن‌غضائری و... آثار و تألیفات‌ بسیاری نیز برجای گذاشته است تا جایی‌که او را به جهت فراوانی آثار، به ویژه در علم کلام، نماینده مکتب کلامی قم دانسته‌اند.

حدود ۳۰۰ اثر علمی به شیخ صدوق نسبت داده شده که بسیاری از آن‌ها امروزه در دسترس نیست؛ اما عمده آثاری که از او برجای مانده، در زمره مهم‌ترین کتب شیعه است.

«من لایحضره الفقیه» بزرگ‌ترین کتاب شیخ است که به‌عنوان دومین کتاب از کتب اربعه و یکی از اصول چهارگانه فقه شیعه است که مأخذ علمی معتبری در احکام شرعی به‌شمار می‌رود. مجموعه حدیثی که در پاسخ به درخواست یکی از شیعیان بلخ و با هدف پاسخ‌گویی به نیازهای شرعی کسانی که به فقیه دسترسی ندارند نوشته شده، خود به مرجع فقها تبدیل شد و ده‌ها تن از فقهای بزرگ به شرح، ترجمه و حاشیه بر آن همت گماشتند.

کمال الدین و تمام النعمة، التوحید، الخصال، معانی‌الأخبار، علل‌الشرایع، عیون أخبارالرضا (ع)، الإعتقادات، الأمالی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صفات الشیعة، المواعظ، فضائل الشیعه، المقنع فی الفقه و بسیاری از کتب دیگر، میراث فکری صدوق را تشکیل می‌دهد که نامشان در منابع و مأخذ آثار علمی شیعه پرتکرار است.

از انتظار بنویس!

یکی دیگر از کتاب های ماندگار وی کتاب کمال الدین و تمام النعمة، درباره حضرت ولی‌عصر(عج) و مباحث مربوط به غیبت آن حضرت است. صدوق در مقدمه این کتاب می‌نویسد:

آن چه سبب تألیف این کتاب شد، این بود که پس از زیارت حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام به نیشابور برگشتم و در آن‌جا مستقر شدم. متوجه شدم که اکثر کسانی که از شیعیانی که رفت‌وآمد می‌کردند، درباره غیبت حضرت قائم دچار حیرت و گرفتار شبهه‌اند و به جای پذیرش غیبت، به دنبال افکار و آرای این و آن رفته‌اند.

از این‌رو کوشیدم با اخباری که در این زمینه از پیامبر و ائمه علیهم‌السلام رسیده، آن‌ها را به راه حق ارشاد کرده و به حقیقت رهنمون شوم. تا این‌که شبی در اثنای این دغدغه‌ها خواب بر من غلبه کرد که دیدم در مکه هستم و مولایمان حضرت صاحب‌الزمان را دیدم که متوجه آشوب قلبی من شده بود و فرمود: «چرا درباره غیبت کتابی تألیف نمی‌کنی تا نگرانی‌ات شما برطرف شود؟»

گفتم: یابن رسول‌اللّه درباره غیبت چیزهایی نوشته‌ام. فرمود: «مقصودم آن‌گونه نوشته‌ها نیست؛ کتابی بنویس و در آن، غیبت انبیاء را هم بنویس». این را فرمود و از نظرم غایب شد. از خواب بیدار شدم و تا فجر با دعا و تضرع گذراندم. صبح که شد با توکل به خدا و به امر حجتش شروع به تألیف این کتاب کردم.

شیخ صدوق در اینکتاب، اخبار و احادیث بسیار و داستان‌های مستدل و مستند در باب امامت و امامان آورده و آن‌گاه روایات وارده از پیامبر و امامان معصوم را درباره وجود و غیبت امام دوازدهم بیان کرده است و در ضمن، شبهات مربوط به طول غیبت و عمر طولانی حضرت را برطرف می کند.

پس از آن غیبت بعضی از پیامران مانند حضرت آدم، نوح، صالح، یوسف، ابراهیم و موسی علیهم‌السلام را مطرح می‌کند و در بخش‌های بعدی کتاب، جریان تولد امام زمان، کسانی که حضرت را دیده و با او گفتگو کرده‌اند، علت غیبت حضرت و توقیعات وارده از ناحیه مقدسه را شرح داده و در قسمت پایانی کتاب نیز فضیلت انتظار قیام قائم و علامات ظهور حضرت به رشته تحریر درآورده است.

ماجرای خضاب نهصدساله

شیخ پس از هفتاد و اندی سال در 381 هجری قمری دعوت حق را لبیک گفت و در شهری در حومه تهران دیده از جهان فرو بست. پیکرش در نزدیکی مرقد مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی دفن شد و آرام‌گاهش به ابن بابویه مشهور شد.

ماجرای سالم ماندن پیکرش پس از گذشت نهصد سال از وفات، داستان مشهوری است که بسیاری از تاریخ‌نویسان و علمای بزرگ نقل کرده‌اند. مرحوم خوانساری در روضات‌الجنات می‌نویسد: «در عهد فتح‌علی شاه قاجار، به سال 1238 هجری قمری، مرقد شریف صدوق از کثرت باران خراب شد و رخنه‌ای در آن پدید آمد. به جهت تعمیر و مرمت اطرافش را کندند که به سردابه مدفن برخوردند و بدن مطهرش را دیدند که هم‌چنان تر و تازه بود و در انگشتان اثر خضاب نمایان.

خبر به سرعت منتشر شد و به گوش سلطان رسید که با جمعی از بزرگان به محل آمدند. جمعی از علما و اعیان دولت داخل سرداب شدند و صدق قضیه را به رای‌العین مشاهده کردند و سپس دستور تعمیر و تجدید بنا صادر شد.»

مرحوم حکیم در سبیل‌الرشاد، علامه مامقانی صاحب تنفیح المقال، سیدابراهیم لواسانی از علمای بزرگ تهران و حکیم مدرس زنوزی از جمله کسانی بوده‌اند که این واقعه را مشاهده و روایت کرده‌اند.

مرحوم آیت‌الله مرعشی‌نجفی هم می‌گفت: «مرحوم پدرم از جمله علمایی بود که این صحنه را مشاهده کرده و می‌فرمود من دست آن بزرگوار را بوسیدم و دیدم که پس از نهصد سال از مرگ و دفن شیخ، دستش همچنان لطیف است.»

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha